حقیقت داشت

حقیقت داشت / پارسا غلامی / آوای پارسیان

شکستن ها و رفتن ها ؛ نوشتن روی سنگر ها
تموم قصه ها حرفا حقیقت داشت ؛ حقیقت داشت
هنوزم باورم اینِ خدا با تو رفاقت داشت
هنوزم حرف من اینِ کی مثل تو شجاعت داشت

حقیقت داشت ؛ نترسیدی ؛ عبور کردی و خندیدی
حقیقت داشت مثل خورشید ظهور کردی و تابیدی
حقیقت داشت تو جوونیت ؛ مثل شمع واس ما سوختی
ببین ما یادمون مونده چجوری دل به ما دوختی

تو خندیدی به این دنیا ؛ به قدرت ها و فرصت ها
تو میدونستی بازی بود ؛ تموم باختو بردن ها
تو واس شادی از خونت ؛ تو واس مردم از جونت
تو واس پرچمت رفتی ؛ تو میجنگیدی مردونه

تو واس پرچمت رفتی ...

حقیقت داشت ؛ نترسیدی ؛ عبور کردی و خندیدی
حقیقت داشت مثل خورشید ظهور کردی و تابیدی
حقیقت داشت تو جوونیت ؛ مثل شمع واس ما سوختی
ببین ما یادمون مونده چجوری دل به ما دوختی

 

دیدگاهتان را بنویسید